<$BlogRSDUrl$>



online-->

احوالات انتخاباتی و مرخصی یک روزه...ا
هی به خودم میگم دختر برو بشین سر درست برو به داد برنامه ات برس که این دماها رو درست حساب کنه اما انگار تا یه افاضاتی اینجا ننویسم نمیشه...ا
خب عصبانیت من تموم شد حقیقت اینه که من از اول هم دو به شک بودم برای اطمینان دوباره کردن به این نظام و آدمهاش اما خب از اونجایی که دلم میخواست همه چیز با یه روند معقول پیش بره و با اصلاحات تدریجی اما موثر دموکراسی در ایران نهادینه بشه اما با این نظام و بازیهاش انگار ما دلمون الکی خوشه.ا
دیشب بعد از اینکه از جریان تایید صلاحیت معین خبر دار شدم همون تحلیلی به ذهنم اومد که تو بی بی سی هم ازاحمد زیدآبادی نوشته و تقریبا همه دوستان وبلاگنویس هم تو وبلاگهاشون نوشتن بنابر این دلیلی نمیبینم که بخوام من هم همون حرفا رو تکرار کنم.فقط بگم که این حکومت با این کارهاش داره روز بروز به دشمنانش اضافه میشه حکومتی که یه موقعی ادعا میکرد میخوا دنیا رو قبضه کنه خیلی بده که حتی همفکرها و یاران قدیمیش هم دارن از دور و برش دور میشن.ا
این چند وقته با هر کدوم از دوستام وفامیل تو ایران حرف میزدم همه میگفتن که ما دیگه امکان نداره به هیچ کس از این حکومت رای بدیم.یکی حرف خوبی می زد .میگفت تا وقتی که هر رییس جمهور یا هر منتخبی باید روی این قانون اساسی قسم بخوره و التزام عملی به ولایت فقیه داشته باشه انتخاب کردنش حتی اگه خود خدا هم باشه غلطه.ا
امیدوارم معین به پایگاه مردمیش بیشتر از موندن تو قدرت فکر کنه.ا
********
من دیروز به خودم یه استراحت حسابی دادم و خیلی شیک نیومدم دانشگاه حتی زنگ هم نزدم خبر بدم که چرا نمیتونم بیام.بعد هم با شوشو رفتیم حسابی بدمینتن بازی کردیم بعدش هم خرید برای خونه و پختن یه غذای خوشمزه که سر صبر آماده بشه نه هول هولکی .هوا این روزها عالیه و گوش شیطون کر امسال از اون بارونهای خسته کننده هم خبری نیست.جای همه خالی خدا میدونه این شهر ما چقدر خوشگله .ا
********
میخواستم بقیه داستان رو بنویسم اما الان اصلا حوصله شو ندارم .خب چی کار کنم حوصله ام نمیاد
********
عکس معین رو هم از این پایین برمیدارم چون هدفم تبلیغ براش نبوده